تو این زموونه باید خیلی دیوونه باشی که اعتماد کنی به کسی و بخوای عاشقش باشی !
من دیوونه را باش نفهمیدم تو بی رحمی همة مشکلم این بود که حرفهامُ نمی فهمی !
منُ باش نفهمیدم تو بی ذوقی، بی احساسی دروغ اینکه می گفتی تو هم محو گل یاسی !
من دیوونه را باش شکستم با شکست تو تو مردابی افتادم یک عمر با دو دست تو !
من دیوونه را باش برای تو گریه می کردم تو را باش نفهمیدی تو شعرم گم شده دَردم !
من دیوونه را باش به پای چشم تو سوختم ولی با این همه سوختن تو با من بد شدی کم کم !
من دیوونه را باش برای عمرت قسم خوردم باهات موندم، باهات ساختم، برات سوختم، واست مُردم !
من دیوونه را باش به حرفهای تو خندیدم فقط یک گل تو رویام بود اونم آخر برات چیدم !
من دیوونه را باش به خوبیم عادت دارم شکستی قلبمُ اما ندیدم رنگ فریادم !
من دیوونه را باش سوزوندم روزهامُ خوشی را تو خودم کشتم ، ندیدم رنگ فردا را !
من دیوونه را باش کشیدم ناز چشماتُ خیلی سختِ بودن تو ، خیلی تلخِ برام با تو !
من دیوونه را باش خیال کردم تو مجنونی! آه ! تو حتی اسم مجنونُ نه گفتی و نه می دونی !
من دیوونه را باش قدِ یک دنیا دوست دارم آره دوست داشتم ! ولی حالا از تو بی زارم !
من دیوونه را باش واست خوندم چقدر ساده آخه این احساس عجیبُ خود خدا به من داده !
من دیوونه را باش نشستم منتظر رسوا زدی زیر قول هات و گذاشتی باز منُ تنها !
منُ باش نفهمیدم منُ دیگه نمی خواستی چقدر دیوونه ای راستی ! چقدر دیوونه ام راستی !
منُ باش با این آهنگ می خواستم مهربون تر شم زدی تیرُ توی ذوقم که باز من پشیمون تر شم !
من دیوونه را باش که گفتم پیش تو خوارم یادت رفته به من گفتی که من بی سر و پا و بی کارم !
من دیوونه را باش چقدر غصه، چقدر ناله ، برات گفتم که از رازم که بعدها به من نگی لاله !
من دیوونه را باش تو فکرم نقشه ها داشتم که یک عمر با تو بودن را توی ذهنم می داشتم !
من دیوونه را باش بازم تو را با کسی دیدم به خودم گفتم کی بود باهاش ؟ دلم گفت و فهمیدم!
من دیوونه را باش که بازم دل به تو دادم زدی با تیر توی قلبم سکوت کردی رو فریادم !
من دیوونه را باش که به چی دلم خوشه ؟! کدوم خوبی را ازت دیدم که بمونم پیشت برای همیشه !
من دیوونه را باش که از جدا شدن ترسیدم چه شب هایی بود که از خدا درباره تو می پرسیدم !
من دیوونه را باش که هر چی گفتی گفتم باشه تو دل کوچیک وصافم گذاشتم احساس دورغ تو جا شه !
من دیوونه را باش گذشتم به سادگی از گذشته ها پشتم را کردم به سمت تو نگاهی کردم به آینده ها !
من دیوونه را باش با دو دست تو به زمین خوردم چقدر بدبخت بودم که تا حالا گولت را خوردم !
منُ باش که با دیدن این همه نیرنگ به سادگی ولت کردم ای آفتاب پرست چند رنگ!
خدا را شکر می گویم از این حکمت که این موجود کثیف رفت و ما بهش می گیم قسمت !
نیتش از عشق تنها خواهش است دوستت دارم دروغی فاحش است !